همیشه در همه برهه های زمانی دختر بودن سخت بوده است. از زمان قدیم. از وقتی دختر ها را زنده زنده دفن میکردند و حتی قبل تر تا الآن همیشه مرد هایی بودند که با زن ها بجنگند و مبارزه کنند. زور بگویند، کتک بزنند و آن ها را خدمتکار خودشان بدانند.اما ما زن ها خدمتکار نبودیم. ما زندانی بودیم. ما زندانی محدودیت هایی بودیم که به ما تحمیل کردند. تنها زمانی آزاد بودیم که تنها بودیم و می توانستیم آزادانه ذهنمان را رها کنیم و فکر کنیم به رویاهای دور از دسترسمان.
حالا ظاهر ماجرا فرق میکند. ما چیزهایی داریم که مدیون زنان شجاع و دلیری هستیم که نامشان برای هیچ تاریخ دانی مهم نبوده است.زن هایی بودند که برای حق رای جنگیدند. زن هایی بودند که برای حق ارث جنگیدند. زن هایی بودند که برای زنده ماندن جنگیدند. ما زن ها همیشه در حال جنگیم. یا با مرد ها میجنگیم یا با خودمان. می جنگیم که آزاد شویم یا می جنگیم که افکارمان را حبس کنیم. همه ما آرزوهایی داریم که اگه زن نبودیم دوست داشتیم برآورده کنیم. جزئیاتش مهم نیست. خیلی از زن های اطراف شما هستند که وقتی کودک بودند آرزوهای بزرگی داشتند. خیلی هایشان فکر می کردند در ای
برچسب:
نویسنده: آروین رفیعی
تاريخ: پنجشنبه
19 اسفند
1395 ساعت: 0:33